بیدار مانده در نفس آبی پگاه
گلدسته های شهر :
- این شاعران شعر نیایش -
رنگین کاشیان معتاد
در دودناک شعر نیایش، نشسته گرم .
در زیر پای خویشتن احساس می کنم
سیاره ی زمین را با جاودانگیش
با انس رنگ های غریبش
با بیکرانگیش.
این آشیان در هم موج و صدا و نور
این لانه ی عظیم ترین سکوت ها
در مرز کائنات - که انسانش -
تنها نشسته می گرید .
تنها نشسته می گرید .
من فکر می کنم
با این ستاره پرتو اندیشه گر نبود ؟