فرخ تمیمی - از سرزمین آینه و سنگ
جنگل ، شوق پرنده را ، پرواز داد و طوطیان حیرت را از همرهان اینه ، با واژه های راز آواز داد . آواز ، در لابلای شاخه ی شب ، آویخت ، و برگ ها از لرزش شبانه ، فرو ریخت ... آنگاه منقار سرخ ماند و سر سبز
جنگل ،
شوق پرنده را ،
پرواز داد
و طوطیان حیرت را
از همرهان اینه ، با واژه های راز
آواز داد .
آواز ،
در لابلای شاخه ی شب ، آویخت ،
و برگ ها
از لرزش شبانه ، فرو ریخت ...
آنگاه
منقار سرخ ماند و سر سبز
FarrokhTamimi.com ©2003-2008
صفحه اول | فهرست | زندگی نامه | دفاتر شعر | دیگر آثار | English
Design by :AVAyeAZAD.com