فرخ تمیمی - از سرزمین آینه و سنگ
برای نصیب نصیبی دستی فضای سبز پریدن را در پنجه اش فشرد و جوهر پَرِش در استوانه ی سقوط ، فرو ریخت . خون پرنده ، آیینه شد . و آیینه در بازتاب واژه ی پرواز تا دره های حنجره ی خونبار جاری است . اینک پرنده ، اینک پر و آیینه شکسته ی پرواز وقتی که میله های قفس را از بَر می خواند ....
برای نصیب نصیبی
دستی فضای سبز پریدن را
در پنجه اش فشرد
و جوهر پَرِش
در استوانه ی سقوط ،
فرو ریخت .
خون پرنده ،
آیینه شد .
و آیینه
در بازتاب واژه ی پرواز
تا دره های حنجره ی خونبار
جاری است .
اینک پرنده ، اینک پر
و آیینه شکسته ی پرواز
وقتی که میله های قفس را
از بَر می خواند ....
FarrokhTamimi.com ©2003-2008
صفحه اول | فهرست | زندگی نامه | دفاتر شعر | دیگر آثار | English
Design by :AVAyeAZAD.com