فرخ تمیمی - از سرزمین آینه و سنگ
فنای من هستی دوباره ست و زندگی من دوپاره ست : آن دم که آمدم و نبودم و آنگاه که می روم و هستم . پس من در تو زاده می شوم ای هسته ی هستی. و تو را چون غباری ، می تکانم ای نیسته ی نیستی . وقتست که خاک ، هسته را برُباید و ابر پلک بگشاید .
فنای من هستی دوباره ست
و زندگی من دوپاره ست :
آن دم که آمدم و نبودم
و آنگاه که می روم و هستم .
پس من در تو زاده می شوم
ای هسته ی هستی.
و تو را چون غباری ، می تکانم
ای نیسته ی نیستی .
وقتست که خاک ، هسته را برُباید
و ابر پلک بگشاید .
FarrokhTamimi.com ©2003-2008
صفحه اول | فهرست | زندگی نامه | دفاتر شعر | دیگر آثار | English
Design by :AVAyeAZAD.com