فرخ تمیمی - آغوش
نفهمیدم که آن زن ، چرا ننشسته بگریخت . چرا آواز غم را به چنگ شعرم آویخت . نفهمیدم چه کردیم کجا بودیم ، کی دید . شبانگه بود یا روز چه ها گفتم ، چه پرسید. نفهمیدم که نامش چرا در خاطرم نیست .... چرا سوزد لبانم . چرا ؟ از چیست ؟ از چیست ؟ تهران . اردی بهشت ماه 1333
نفهمیدم که آن زن ،
چرا ننشسته بگریخت .
چرا آواز غم را
به چنگ شعرم آویخت .
نفهمیدم چه کردیم
کجا بودیم ، کی دید .
شبانگه بود یا روز
چه ها گفتم ، چه پرسید.
نفهمیدم که نامش
چرا در خاطرم نیست ....
چرا سوزد لبانم .
چرا ؟
از چیست ؟
تهران . اردی بهشت ماه 1333
FarrokhTamimi.com ©2003-2008
صفحه اول | فهرست | زندگی نامه | دفاتر شعر | دیگر آثار | English
Design by :AVAyeAZAD.com